مهربانی را در نگاه منتظر کودکی دیدم که اب نباتش را به دریا انداخت تا اب شیرین شود.
مهربانی را در نگاه منتظر کودکی دیدم که اب نباتش را به دریا انداخت تا اب شیرین شود.
چرا باید دور تو بگردم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ندا امد تو با پا امدی باید بگردی
برو با دل بیا تا من بگردم.
اگر دنیا ی ما از سنگ است بدان سنگینی سنگ هم قشنگ است
گنجشك پر
محمود پر ....
مثل ِ يك بازي خيلي ساده من پر شدم
به همين راحتي !
خدا نصيب هيچ كي نارفيق نكنه؟!!!
ديگه تو اين عشق از اين نوع رنج خسته شدم
رنجي كه حقِ من نيست
از دردِ دلي گريه ميكنم كه حق من نيست
به مرگي جان ميدهم كه حق من نيست
خسته ام !
خسته ام از تكرار اين حرفها ....
هيچ چيز اين زندگي پايدار نيست
حتي بودن و نبودن ما
هيچ چيز اين زندگي ماندني نيست
حتي نگاههاي سرد ما
هيچ چيز اين دنيا بودني نيست
حتي تنهايي شبهاي ما
اكنون من
زخمي تر از هميشه
از دردِ دل سپردن
سر خورده ام از عشق
در انتظار مردنم
و به عنوان حرف آخر:
خداحافظ
خداحافظ
خداحافظ
خداحافظ
حرفهای ما هنوز ناتمام
تا نگاه می کنی وقت رفتن است
باز هم همان حکايت هميشگی
پيش از آنکه با خبر شوی
ناگهان چه زود دير می شود ..........
اگر قرار بود بمانم
دلم می خواست در کنار تو باشم
می روم، اما اين را می دانم
با هر گامی که برمی دارم به تو فکر خواهم کرد
همواره دوستت خواهم داشت
همواره دوستت خواهم داشت
تو، تو عزيز من
تنها عشق من، تو
خاطرات تلخ و شيرين
تنها چيزی است که با خود می برم
همواره دوستت خواهم داشت
همواره دوستت خواهم داشت
تو، تنها عشق من
اميدوارم زندگی به کام تو باشد
و اميدوارم به روياهايت برسی
و برايت شادمانی آرزو می کنم
اما از همه اينها مهم تر، برايت عشق آرزو می کنم
همواره دوستت خواهم داشت
همواره دوستت خواهم داشت
تو، تنها عشق من
آه!
همواره دوستت خواهم داشت
امضاء: محمود
غريبه غم مخور من هم غريبم
خداحافظ دوستان
داشتم در خلوت خودم زندگی می کردم تا اینکه بعضی ها آمدن و خلوتم را به هم زدن
اول فکر کردم بالاخره یکی پیدا شده که منو بفهمه ولی دیدم نه !!!!!!!!!!!
دیگه تو اینجا نمی تونم بنویسم
پس می رم یه جایی که هیچ غریبه ای نباشد
شما هم اگر خواستین بیایین آشنا شوید و بیایید فقط آشنایان حق ورود دارن
بدرود دوستان
هر کس خواست بیاد بگه تا تو نظرات وبلاگش نظر شخصی بگذارم
فکر کنم این طوری بهتر باشه
pooria_m2358
همه اون حرفهایی که فکر می کنی تو نزدی حرفهای خودت است....
| خوب ماندن | |
|
هی رفیق! یادت می یاد خودت یک روز بهم گفتی خوب موندن خیلی سخته پس چرا حالا خودت....؟ |

